داس مه نو...
ای موجود مطیع ، ای دونده ی سریع ، ای گردنده ی سرگردان در گذرگاه تقدیر ، ای گذرنده از فلک تدبیر ، ای آیت قدرت و سلطنت پروردگار!
ای زیبایی که گاهی در نقص و گاهی در کمال ، گاهی در طلوع و گاهی در غروب ، گاهی درخشان و گاهی منخسف جلوه می کنی !
تو در طلوع و افول و انخساف و درخشش و نقص و کمال ، متعبدانه از فرمان آفریدگار کائنات ، اطاعت همی کنی ، درود بر تو!
سلام بر تو! ای ماه بی نظیر که همه شب در اشتیاق روز تو ستاره می شمردیم و همه شب از شب پیش به تو مشتاق تر بودیم ،
خوش آمدی! و این بار کلید هلال بدیعت حادثه نوین شوال را از لوح زوال ناپذیر رحمت و برکت مرور کرد .
بربامم اي پرنده ی عرشي خوش آمدی!
خجسته باد آمدنت! ای طلیعه ی عصمت و ای طلعت برازنده ی ستایش...
گزیده ای از صحیفه سجاد یه ( با دخل و تصرف )
اله من ، دلدارم!
چه خوب بود اگر میتوانستم گلی را که در این سرزمین دور دست چیده ام هم اکنون ارمغان تو کنم .
حیف که تا این فرسخ ها را پشت سر گذارم و به تو باز رسم ، اثری از گل من نخواهد ماند ، زیرا گلهای سرخ عمری کوتاه دارند .
راستی چرا بیش از آن مدت که گل طاقت میاورد و نمی پژمرد ، از تو دور شدم ؟
چرا از آن اندازه که صدای بلبل به گوش می رسد ، فراتر رفتم .
(( لناو ))